مرساناجونمرساناجون، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

خاطرات پرنسس مرسانا از روز تولد تا ..........

کفش های یادگاری

   دختر خوشگلو ناناس دلم این کفش هارو که میبینی سمت راست بالا سفیده کفش نوزادی بابایی و سمت چپ کفش مشکی مامانی کفش یه سالگیمه و اون کفش صورتی ناناس پاپوش دوماهگی دختر گلی منه . البته اولین پاپوشت سبز بود که عکسشو میزارم که برای چشن چهل روزگیت گرفته بودم عشقم ولی چون همرام نبودی اوردمش خونه دیدم برات بزرگه و دیگه پسش ندادم گذاشتم برات یادگاری بمونه ولی این پاپوش صورتیه رو اولین باری بود که پوشیدی . عزیزم این کفش ها یادگاری میمونه برای آینده تو نفسم .  اخ مرساناجون خیلی عاشششششقتم    اینم اولین پاپوشت که نپوشیدی یعنی اندازت نبود برات بزرگ بود . خخخخخخ ...
10 دی 1394

شب قبل از عاشورا محرم 94

 مامانی رفتیم خونه عمه مامانی که نذری هر سال چند تا دیگ بزرگ آش کشک میپزن . برای اولین بار بردمت . تا عمه تو رو دید سریع اسفن دود کرد و سیاهی ذغال زیر یکی از دیگ های آش و گرفتو بعد از خنک شدن به پیشونیت مالید . برای رفع چشم نظر . ...
8 دی 1394

واکسن چهارماهگی

    94/7/28 امروز صبح عشق کوچولوم واکسن چهارماهگیشو زد . قدش 70 -وزنش 8800 و دور سرش 42 بود .  عزیزم مثل همیشه اروم و بی صدا بود فقط یه کوچولو موقع زدن امپول گریه کرد . عاشششششششششششششششقتم عشقکم  ...
8 دی 1394